گنجور

شمارهٔ ۲۷۲

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ز کام نهنگان برون آمدیم

ز غرقاب دریای خون آمدیم

نه از بادیه بل ز طوفان نوح

به کشتی عصمت درون آمدیم

سه ماه از تمنای جنات عدن

به دست زبانی زبون آمدیم

سه ماهه سفر هست چل‌ساله رنج

که از تیه موسی برون آمدیم

به سگ‌جانی ار چون سکندر به طبع

در آن راه ظلمات گون آمدیم

چو خضر از سرچشمه خوردیم آب

هم الیاس را رهنمون آمدیم

ز غوغای زنگی‌دلان عرب

گریزان ندانی که چون آمدیم

از آن زاغ فعلان گه شبروی

ز صف کلنگان فزون آمدیم

ز خون خوردن و حبس جستیم عور

تو گوئی ز مادر کنون آمدیم

اگر سرنگون خوانده‌ای مان رواست

که از ما از رحم سرنگون آمدیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام