گنجور

شمارهٔ ۲۷

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

دروغ است آنکه گوید این که در سنگ

فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت

دل او هست سنگین پس چه معنی

که عشق او عقیق از اشک من ساخت

من از دل آزمائی دست شستم

که او در زلف آن دلبر وطن ساخت

به کرم پیله می‌ماند دل من

که خود را هم به فعل خود کفن ساخت

کنون دل انده دل می‌خورد زانک

هلاک خویشتن هم خویشتن ساخت

ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل

جز آن کورا به محنت ممتحن ساخت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام