گنجور

شمارهٔ ۲۶۹

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم

تا ز خونین جگرش لعل قبا آرایم

ریسمان از رگ جان سازم و سوزن ز مژه

دیده را دوختن لعل قبا فرمایم

اول از عودم خائیدهٔ دندان کسان

آخر از سوختهٔ عالم دندان خایم

گر به من دندان کردند سپید این رمزی است

کاول و آخر دندان کسان را شایم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام