گنجور

شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواط

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

این غر غرچه جغد دمن است

نیست او را چو همای اصل کریم

چون کلاغ است نجس خوار و حسود

چون خروس است زناکار و لئیم

هست چون قمری طناز و وقح

هست چون طوطی غماز و ندیم

چون عقاب الجور آرندهٔ جور

چون غراب البین آرندهٔ بیم

نیست در قصر شهان شاهین‌وار

هست بر کنگره‌ها کنگر دیم

نیست طغرل شرف و عنقا نام

هست هدهد لقب و کرکس خیم

گه چو دمسیجک از شاخ به شاخ

گاه چون شب‌پرک از تیم به تیم

رهبر دیو چو طاووس مدام

مایهٔ فسق چو عصفور مقیم

تا که خاقانی بلبل سخن است

اوست چون باشه گه باد عقیم

بس که شد دشمن این باز سپید

تاش چون زاغ سیه گشت گلیم

زود بی‌نام به شمشیر ملک

سر او چون دم خطاف دو نیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mohammad نوشته:

این هجو از منوچهری دامغانی نیست ؟

دوست نوشته:

در بیت دوم” لئیم” صحیح است

پاسخ:
با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام