گنجور

شمارهٔ ۲۴۴

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

از عزیزان سال دل کردم

هیچ شافی جواب نشنیدم

جز دو حرف نبشته صورت دل

معنی دل به خواب نشنیدم

دیدم آری هزار جنس طلب

لیک یک جنس‌یاب نشنیدم

کشت امید زرد دیدم لیک

وعدهٔ فتح باب نشنیدم

یک خروش خروس صبح کرم

زین خراس خراب نشنیدم

عشوهٔ صبح کاذب است کز او

خبر آفتاب نشنیدم

هرچه جستم ز سفله صدق سحاب

جز دروغ سراب نشنیدم

خنجر برق و کوس رعد بسی است

جوش جیش سحاب نشنیدم

همه عالم گرفت ننگ نفاق

نام اخلاص ناب نشنیدم

همه مردم دروغ زن دیدم

راست از هیچ باب نشنیدم

سیبوی گفت من به معنی نحو

یک خطا در خطاب نشنیدم

من به معنی صدق می‌گویم

که ز یک کس صواب نشنیدم

جوی امید رفت خاقانی

لیک ازو بانگ آب نشنیدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام