گنجور

شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

پسر داشتم چون بلند آفتابی

ز ناگه به تاری مغاکش سپردم

به درد پسر مادرش چون فروشد

به خاک آن تن دردناکش سپردم

یکی بکر چون دختر نعش بودم

به روشن‌دلی چون سماکش سپردم

چو دختر سپردم به داماد گفتم

که گنج زر است این به خاکش سپردم

بماندم من و ماند عبد المجیدی

ودیعت به یزدان پاکش سپردم

اگر کس نباشد پناهش به شروان

پناهش بس است آن خداکش سپردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام