گنجور

شمارهٔ ۲۲۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

روز عمر آمد به پیشین ای دریغ

کار بر نامد به آئین ای دریغ

سینه چون صبح پسین خواهم درید

کآفتاب آمد به پیشین ای دریغ

سخت نومیدم ز امید بهی

درد نومیدی من بین ای دریغ

غصهٔ بی‌طالعی بین کز فلک

درد هست و نیست تسکین ای دریغ

آب رویم رفت و زیر آب چشم

روی چون آب است پرچین ای دریغ

چرخ را جمشید و افریدون نماند

کز من مسکین کشد کین ای دریغ

آسمان نطع مرادم برفشاند

نه شهش ماند و نه فرزین ای دریغ

صاعقه بربام عمر من گذشت

نه درش ماند و نه پرچین ای دریغ

از دهان دین برآمد آه آه

چون فرو شد ناصر دین ای دریغ

مرغزار جان طلب خاقانیا

کخور گیتی است سنگین ای دریغ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

جانم، ک‌آخُر گیتی‌ست سنگین ای دریغ!

کانال رسمی گنجور در تلگرام