گنجور

شمارهٔ ۱۹۴ - در حق مادر خویش

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای ریزهٔ روزی تو بوده

از ریزش ریسمان مادر

خو کرده به تنگنای شروان

با تنگی آب و نان مادر

زیر صلف کسی نرفته

جز آن خدای و آن مادر

افسرده چو سایه و نشسته

در سایهٔ دوکدان مادر

ای باز سپید چند باشی

محبوس به آشیان مادر

شرمت ناید که چون کبوتر

روزی خوری از دهان مادر

تا کی چو مسیح بر تو بینند

از بی‌پدری نشان مادر

یک ره چو خضر جهان بپیمای

تا چند ز خانه جان مادر

ای در یتیم چون یتیمان

افتاده بر آستان مادر

مدبر خلفی به خویشتن بر

خود نوحه کن از زبان مادر

با این همه هم نگاه می‌دار

حق دل جانفشان مادر

با غصهٔ دشمنان همی ساز

بهر دل مهربان مادر

می‌ترس که آن زمان درآید

کارند به سر زمان مادر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

سلام و ممنون . سایت بسیار خوبی آماده کردید. در بیت ۳ سلف درست می باشد

پاسخ: با تشکر، «صلف» به معنای «منت» صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام