گنجور

شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

یکی دو زایند آبستنان مادر طبع

ز من بزاد به یکباره صدهزار پسر

یکان یکان حبشی چهره و یمانی اصل

همه بلال معانی، همه اویس هنر

یگانهٔ دو سرا و سه وقت و چار ارکان

امیر پنج حس و شش جهات و هفت اختر

مرا چه نقصان گر جفت من بزاد کنون

به چشم زخم هزاران پسر یکی دختر

که دختری که ازینسان برادران دارد

عروس دهرش خوانند و بانوی کشور

اگر بمیرد باشد بهشت را خاتون

وگر بماند زیبد مسیح را خواهر

اگرچه هست بدینسان خداش مرگ دهاد

که گور بهتر داماد و دفت اولی‌تر

اگر نخواندی نعم الختن برو برخوان

وگر ندیدی دفن البنات شو بنگر

مرا به زادن دختر چه خرمی زاید

که اش مادر من هم نزادی از مادر

سخن که زادهٔ خاقانی است دیر زیاد

که آن ز نه فلک آمد نه از چهار گهر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دوست نوشته:

در بیت هفتم کلمه” اولیتر” به” اولی تر” تصحیح شود

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

جمشید پیمان نوشته:

اگر چه هست بدینسان خداش مرگ دهاد
که گور بهتر داماد و دفـــــــن اولی تر
نه نظرم مصرع دوم نیاز به تصحیح دارد: دفن بجای دقت

کانال رسمی گنجور در تلگرام