گنجور

شمارهٔ ۱۳۳

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

سپهر مکارم صفی کز صفاتش

کدورت نصیب روان عدو شد

ازو اقتدار معالی فزون گشت

وزو روزگار مکارم نکو شد

کهن گردد اکنون حدیث افاضل

چو از عقل او حلهٔ علم نو شد

چو خورشید آوازهٔ او برآمد

همان گاه ماه مقنع فرو شد

همی گفتم امروز آخر سر او

بدین سر سزاوار سنگ از چه رو شد

خرد گفت آن سنگ نامهربان را

که بر فرق آن آسمان علو شد

مگر مشکلی اوفتاده است اگرنه

چرا بر در حجرهٔ عقل او شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام