گنجور

غزل شمارهٔ ۷۶

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در عشق تو عافیت حرام است

آن را که نه عشق پخت خام است

کس را ز تو هیچ حاصلی نیست

جز نیستیی که بر دوام است

صد ساله ره است راه وصلت

با داعیهٔ تو نیم گام است

شهری ز تو مست عشق و ما هم

این باد ندانم از چه جام است

ز آن نیمه که پاک بازی ماست

با درد تو داو ما تمام است

ز آنجا که جفای توست بر ما

دیدار تو تا ابد حرام است

هر دل ز تو با هزار داغ است

هر داغی را هزار نام است

خاقانی را ز دل خبر پرس

تا داغ به نام او کدام است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

اینکه راه به حضرت دوست گامی است گفته ابن عربی شیخ اکبر است که گفته خطوتان وصلت یعنی دو گام است هان رسیدی و گام اول نفی و ناییدن خود پرستیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام