گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن نازنین که عیسی دلها زبان اوست

عود الصلب من خط زنار سان اوست

بس عقل عیسوی که ز مشکین صلیب او

زنار بندد ارچه فلک طیلسان اوست

هر دم لبش به خنده برآید مسیح نو

مانا که مریمی دگر اندر دهان اوست

فرسوده‌تر ز سوزن عیسی تن من است

باریک‌تر ز رشتهٔ مریم لبان اوست

آن لعل را به رشتهٔ مریم که درکشید

از سوزن مسیح که شکل میان اوست

گر بر دلم زبور بخوانند نشنود

کانجیر مرغش از لب انجیل خوان اوست

پیران کعبه لاف ز خاقانی آورند

ترسای روم کیست که خاقانی آن اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام