گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای باد صبح بین که کجا می‌فرستمت

نزدیک آفتاب وفا می‌فرستمت

این سر به مهر نامه بدان مهربان رسان

کس را خبر مکن که کجا می‌فرستمت

تو پرتو صفائی از آن، بارگاه انس

هم سوی بارگاه صفا می‌فرستمت

باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی

آنجا برغم باد صبا می‌فرستمت

زرین قبا زره زن از ابر سحرگهی

کانجا چو پیک بسته قبا می‌فرستمت

دست هوا به رشتهٔ جانم گره زده است

نزد گره گشای هوا می‌فرستمت

جان یک نفس درنگ ندارد گذشتنی است

ورنه بدین شتاب چرا می‌فرستمت؟

این دردها که بر دل خاقانی آمده است

یک یک نگر که بهر دوا می‌فرستمت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امید نوشته:

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
از حافظ

ناصر نوشته:

در بیت اول آرایه ی تشخیص وجود دارد.می فرستمت در کلیه ی ابیات،ردیف می باشد.و ضمیر:ت در انتهای ابیات،نقش مفعولی دارد.آفتاب وفا هم استعاره از معشوق است.در بیت دوم،در “ن” واج آرایی هست.(مصراع اول)و در مصراع دوم هم واج آرایی در:” ک “.در بیت ۲ رد القافیه وجود دارد.که حسن شعر است.یعنی قافیه ی مصراع اول در مصراع چهارم تکرار شده…تابعد

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام