گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۴

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی

فالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی

ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی

آن جام سفالی کو و آن راوق ریحانی

لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانی

یزدادلها صبغ فی احمرها القانی

مجلس ز پری‌رویان چون بزم سلیمانی

باغنهٔ داودی مرغان خوش الحانی

یا یوسف عللنی ادلامک اخوانی

کم من علل تشفی من غایة الاحزانی

شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی

تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی

اقبلت علی وصلی و احتلت لهجرانی

این القدم الاولی این النظر الثانی

خاقانی اگر خواهی کز عشق سخن‌رانی

کم زن همه عالم را پس گو کم خاقانی

چون بر ملک مشرق عید گهر افشانی

العبد نویس از جان بر تختهٔ پیشانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصور محمدزاده نوشته:

این غزل هم به مولوی ( دیوان شمس، غزل ٣١٨١ ) و هم به خاقانی ( غزل ٣٩٤ ) نسبت داده شده است، اما سبک غزل به آثار مولوی شبیه است٠

کانال رسمی گنجور در تلگرام