گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی

هر لحظه به هر چشمی شور دگر انگیزی

صد بزم بیارایی هر جا که تو بنشینی

صد شهر بیاشوبی هرجا که تو برخیزی

چون مار کنی زلفین وز پرده برون آیی

ناگه بزنی زخمی چون کژدم و بگریزی

فتنه کنیم بر خود پنهان شوی از چشمم

چون فتنه برانگیزی از فتنه چه پرهیزی

مژگان تو خونم را چون آب همی ریزد

تو بر سر من محنت چون خاک همی بیزی

خون ریخته می‌بینی گوئی که نه خون توست

از غمزه بپرس آخر کاین خون که می‌ریزی

بردی دل خاقانی در زلف نهان کردی

ترسم ببری جانش در طره در آویزی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یک شاخه گل » شمارهٔ ۳۴۱ » (سه گاه) (۰۸:۵۸ - ۱۰:۰۰) نوازندگان: جلیل شهنازخواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: خاقانی شروانی (غزل) مطلع شعر آواز: هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام ناهد نوشته:

در بیت دوم ، مصراع دوم : “صد شهر به هم ریزی” صحیح است . که در برنامه یک شاخه گل شماره ۳۴۱ خوانده شده

بهرام ناهد نوشته:

به نظر بنده در بیت چهارم نگارش “فتنه کنی ام” بهتر است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام