گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست

غمگساری ز کیمیا کم نیست

خستگی‌های سینه را نونو

خاک پر کن که جای مرهم نیست

دم سرد از دهان بر آه جگر

بازگردان که یار همدم نیست

هیچ یک خوشهٔ وفا امروز

در همه کشتزار آدم نیست

کشت‌های نیاز خشک بماند

کابرهای امید را نم نیست

به نواله هزار محرم هست

به گه ناله نیم محرم نیست

گر بنالی به دوستی گوید

هان خدا عافیت دهد، غم نیست

دانی آسوده کیست در عالم؟

آنکه مقبول اهل عالم نیست

هست سالی دو روز شادی خلق

چون نکو بنگری همان هم نیست

زانکه یک عید نیست در علام

که در او صد هزار ماتم نیست

خیز خاقانیا ز خوان جهان

که جهان میزبان خرم نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام