گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۷

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده

در پیشت ایستادم چون شمع سر بریده

چشم از تو می بدزدم پیش رقیب گویی

چشم بدم که ماندم از تو نظر بریده

از تیغ بی‌وفایی بینی چو برنشینی

حلق هزار خلقی بر رهگذر بریده

دیدی که تیر غازی مویی چگونه برد

ای تو میان جانم زان زارتر بریده

پیمان مهر بسته هم در زمان شکسته

پیوند وصل داده هم بر اثر بریده

جان من از خیالت در عالم وصالت

هردم هزار منزل راه خطر بریده

در سایهٔ رکابت دلها ببین فتاده

بر پایهٔ سریرت سرها نگر بریده

خاقانی از هوایت در حلقهٔ ملامت

زنجیرها گسسته وز یکدگر بریده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام