گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در عشق داستانم و بر تو به نیم جو

بازیچهٔ جهانم و بر تو به نیم جو

گه‌گه شده است صبرم و بر تو به نیم گه

جوجو شداست جانم و بر تو به نیم جو

بر طارم وصالت نارفته دست هجر

بشکست نردبانم و بر تو به نیم جو

هر لحظه زیر پای سگ پاسبان تو

صد جان همی فشانم و بر تو به نیم جو

خصمان من به حضرت تو خاصگی و من

موقوف آستانم و بر تو به نیم جو

سوزی چنان که دانی جان مرا و من

سازم چنان که دانم و بر تو به نیم جو

خاقانی ار نماند با تو به یک پشیز

من نیز اگر نمانم بر تو به نیم جو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام