گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلا با عشق پیمان تازه گردان

برات عشق بر جان تازه گردان

به کفرش ز اول ایمان آر و آنگه

چو ایمان گفتی ایمان تازه گردان

نماز عاشقان بی‌بت روا نیست

سجود بت‌پرستان تازه گردان

چه رانی کشتی اندیشه در خشک

گرت سوزی است طوفان تازه گردان

به هر دردیت درمان هم ز درد است

به درد تازه درمان تازه گردان

خراج هر دو عالم برد خواهی

نخست از عشق فرمان تازه گردان

به استقبال تیر چشم ترکان

کهن ریشت به پیکان تازه گردان

دل ازرق پوش و ترکان زرق پاشند

دلت را خرقه ز ایشان تازه گردان

سفالت این جهان ریحان او عمر

به آب عشق ریحان تازه گردان

جهان را عهد مجنونی شد از یاد

چو خاقانی درآ، آن تازه گردان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

در بیت چهارم مصراع « چه رانی کشتی اندیشه در خشک »
در دیوان خاقانی به مقدمه فرشید اقبال « بر خشک راندن » ضبط شده است
به نظر « بر خشک راندن » صحیح تر به نظر می رسد

کانال رسمی گنجور در تلگرام