گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دارم سر آنکه سر برآرم

خود را ز دو کون بر سر آرم

بر هامهٔ ره روان نهم پای

همت ز وجود برتر آرم

بر لاشهٔ عجز بر نهم رخت

تا رخش قدر عنان درآرم

این دار خلافت پدر را

در زیر نگین مسخر آرم

وین هودج کبریای دل را

بر کوههٔ چرخ اخضر آرم

وین تاج دواج یوسفی را

درمصر حقیقت اندر آرم

بی‌واسطهٔ خیال با دوست

خلوت کنم و دمی برآرم

در حجرهٔ خاص او فلک را

مانندهٔ حلقه بر در آرم

شب را ز برای زنده ماندن

تا نفخهٔ صور همبر آرم

گر پرده‌دری کند تف صبح

از دود دلش رفوگر آرم

در کعبهٔ شش جهت که عشق است

خاقانی را مجاور آرم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام