گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نزل عشقت جان شیرین آورم

هدیهٔ زلفت دل و دین آورم

چون شراب تلخ و شیرین درکشی

پیشکش صد جان شیرین آورم

پیش عناب لبت عناب‌وار

روی خون آلوده پر چین آورم

پیش بالای تو هم بالای تو

گوهر از چشم جهان بین آورم

واپسین یار منی در عشق تو

روز برنائی به پیشین آورم

چون به یادت کعبتین گیرم به کف

کعبتین را نقش پروین آورم

نیم رو خاکین چو بوسم پای تو

بر سر از تو تاج تمکین آورم

عاشقان دل دادن آئین کرده‌اند

من به تو جان دادن آئین آورم

عار چون داری ز خاقانی که فخر

از در تاج سلاطین آورم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام