گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیده در کار لب و خالش کنم

پیشکش هم جان و هم مالش کنم

کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست

جان و دل قربان همه سالش کنم

چون مرا از راه کعبه است این فتوح

بس طواف شکر کامسالش کنم

ماه من کاشتر سوار آید به راه

دیده سقا، سینه حمالش کنم

ناقه‌را چون ماه بر کوهان بود

نام چرخ مشتری فالش کنم

ناقه ای کو پای بر یالش نهد

بوسه گه هم پای و هم یالش کنم

گه مهار از رشتهٔ جان سازمش

گه زر رخسار خلخالش کنم

گر دلم سوزد سموم بادیه

بس مفرح کز لب و خالش کنم

کمترین هندوی او خاقانی است

گر پذیرد نام مثقالش کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام