گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

انصاف در جبلت عالم نیامده است

راحت نصیب گوهر آدم نیامده است

از مادر زمانه نزاده است هیچکس

کوهم ز دهر نامزد غم نیامده است

از موج غم نجات کسی راست کو هنوز

بر شط کون و عرصهٔ عالم نیامده است

از ساغر زمانه که نوشید شربتی

کان نوش جانگزای‌تر از سم نیامده است

گیتی تو را ز حادثه ایمن کجا کند؟

کورا ز حادثات امان هم نیامده است

دزدی است چرخ نقب‌زن اندر سرای عمر

آری به هرزه قامت او خم نیامده است

آسودگی مجوی که کس را به زیر چرخ

اسباب این مراد فراهم نیامده است

با خستگی بساز که ما را ز روزگار

زخم آمده است حاصل و مرهم نیامده است

در جامهٔ کبود فلک بنگر و بدان

کاین چرخ جز سراچهٔ ماتم نیامده است

خاقانیا فریب جهان را مدار گوش

کورا ز ده، دو قاعده محکم نیامده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فضل الله شهیدی نوشته:

در بیت سوم این غزل عرصه به جای فرضه درست مینماید

پاسخ: با تشکر از شما، نظر به این که «فرضه» در لغت‌نامه‌ی دهخدا وجود نداشت کلمه‌ی مذکور با کلمه‌ی پیشنهادی شما جایگزین شد. در هر صورت از آنجا که جایگزینی مذکور حدسی صورت گرفته از دوستانی که به نسخه‌ی چاپی معتبری از دیوان خاقانی دسترسی دارند تقاضا می‌شود نسبت به درستی این حدس ما را مطلع کنند تا این تغییر به جای تصحیح، تحریف نبوده باشد!

على سید نوشته:

نظامى:
از آن سوی کهستان منزلی چند
که باشد فرضه ٔ دریای دربند
چون نظامى هم واژه “فرضه” را بکاربرده است. ازین رو عرصه را در بیت
سوم تصحیح نماید. ب ای معنى که همان فرضهء خود خاقانى درست و به جا بوده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام