گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۷

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر

در سینهٔ جان‌بازان سودای تو اولی‌تر

ای جان همه عالم، ریحان همه عالم

سلطان همه عالم مولای تو اولی‌تر

ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران

صبر همه مستوران، رسوای تو اولی‌تر

خواهی که کشی یاری آن یار منم آری

گر کشتنیم باری در پای تو اولی‌تر

خرم‌ترم اینک بین از خوی توام غمگین

کز هرچه کند تسکین صفرای تو اولی‌تر

دل کز همه درماند جان بر سرت افشاند

چون جای تو او داند او جای تو اولی‌تر

رای تو به کین‌توزی دارد سر جان‌سوزی

چون نیست لبت روزی هم رای تو اولی‌تر

تا تو به پری مانی، شیدای توام دانی

یک شهر چو خاقانی شیدای تو اولی‌تر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام