گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار

سرم کدو چکنی یک کدوی باده بیار

دو قبله نیست روا، یا صلاح یا باده

سر صلاح ندارم سبوی باده بیار

به صبح و شام که گلگونه‌ای و غالیه‌ای است

مرا فریب مده رنگ و بوی باده بیار

عنان شاهد دل گیر و دست پیر خرد

ز راه زهد بگردان به کوی باده بیار

ببین که عمر گریبان دریده می‌گذرد

بگیر دامنش از ره بسوی باده بیار

منادیان قدح را به جان زنم لبیک

چو من حریفی لبیک گوی باده بیار

صبح گویم، سبوح گوی چون باشم

چو من ملامتیی رخصه جوی باده بیار

به جویبار بهشتت چه کار خاقانی

دل تو باغ بهشت است جوی باده بیار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام