گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۶

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زان بخششی که بر در عالم شد

انده نصیب گوهر آدم شد

یارب چه نطفه بود نمی‌دانم

کز وی زمانه حاملهٔ غم شد

لطف از مزاج دهر بشد گوئی

ای مرد لطف چه که وفا هم شد

زیر سپهر کیست نمی‌دانم

کز گردش سپهر مسلم شد

درهم شده است کارم و در گیتی

کار که دیده‌ای که فراهم شد

ایزد نیافرید هنوز آن دل

کاندر جهان درآمد و خرم شد

زین چرخ عمر خوار سیه کاسه

در کام دل نواله همه سم شد

زخمی رسید بر دل خاقانی

کاوقات او هزینهٔ مرهم شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام