گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن دم که صبح بینش من بال برگشاد

آن مرغ صبح‌گاه دلم تیز پر گشاد

دولت نعم صباح کن نو عروس‌وار

هر هفت کرده بر دل من هشت در گشاد

وان پیر کو خلیفه کتاب دل من است

چون صبح دید سر به مناجات برگشاد

مرغی که نامه آور صبح سعادت است

هر نامه‌ای را که داشت به منقار سر گشاد

پیکی که او مبشر درگاه دولت است

در بارگاه سینهٔ من رهگذر گشاد

هر پنجره که تنگترش دید رخنه کرد

هر روزنی که بسته‌ترش یافت برگشاد

آمد ندای عشق که خاقانی الصبوح

کز صبح بینش تو فتوحی دگر گشاد

بی‌سیم و زر بشو تو و با سیم‌بر بساز

کز بهر تو صبوح دوصد کیسه زرگشاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فاطمه محمدی نوشته:

ظاهرا این مصراع ایراد دارد ( ایراد وزنی ):
هر نامه‌ای را که داشت به منقار سر گشاد

شمس الحق نوشته:

علامت مفعول بی واسطۀ [ را ] باید حذف شود تا بماند :
هرنامه ای که داشت به منقار سر گشاد

h@di نوشته:

سلام!
در دیوان خاقانی تصحیح دکتر کزازی، بعضی مصرع‌ها به شرح زیر آمده اند:
دولت، نعم‌صباح‌کنان، نوعروس‌وار…
…چون صبح دید، سر به مناجات درگشاد
…هر نامه را که داشت، به منقار سرگشاد
ضمناً کزازی بیت آخر را هم نیاورده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام