گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب

خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسب

به ریا خواب چو زاهد نبود بیداری

چند جامی بکش از بادهٔ گلفام بخسب

در هوای چمن ای مرغ گرفتار منال

شب دراز است دمی در قفس و دام بخسب

گر به خورشید رخی گرم شود آغوشی

تا دم صبح قیامت ز سر شام بخسب

بالش از خم کن و بستر بکن از لای شراب

بگذر از ننگ مبرا بشو از نام بخسب

همچو محمل برو آفات به غفلت بگذار

در جهان بی‌خبر از کفر وز اسلام بخسب

نغمهٔ من بشنو باده بکش مست بشو

شب ماه است به جانان به لب بام بخسب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

غلط املایی در بیت ۶
غلط : کف
درست: کفر

پاسخ: مطابق فرموده تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام