گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز خوبان جز جفاکاری نیاید

ز بدعهدان وفاداری نیاید

ز ایام و ز هرک ایام پرورد

به نسبت جز جفاکاری نیاید

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

ز می سرکه توان کردن ولیکن

ز سرکه می طمع داری نیاید

دلا یاری مجوی از یار بدعهد

کزان خون‌خواره غم‌خواری نیاید

پری را ماند آن بی‌شرم اگرنه

ز مردم مردم‌آزاری نیاید

به ناله یار خاقانی شو ای دل

که از یاران تو را یاری نیاید

چه سود از ناله کاندر چشم بختت

ز نفخ صور بیداری نیاید

تو یاری از حریفان تا نجوئی

کز ایشان خود به جز ماری نیاید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام