گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۹

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جانا لب تو پیش‌کش از ما چه ستاند

اینک سر و زر نقد دگر تا چه ستاند

مائیم و دلی جوجو از اندیشهٔ عشقت

عشقت به یکی جو چه دهد یا چه ستاند

عشق تو به منشور کهن جان ستد از من

یارب چو شود تازه به طغرا چه ستاند

امروز جهان بستد و ما را غم این نیست

ما را غم آن است که فردا چه ستاند

گیرم که عروس غم تو نامزد ماست

وصل تو ز ما خط تبرا چه ستاند

چون تافتگی تب خاقانی از اینجاست

دل مهر تب او ز دگر جا چه ستاند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام