گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با یاد تو زهر بر شکر خندد

با روی تو شام بر سحر خندد

درماه نو از چه روی می‌خندی

کان روی به آفتاب برخندد

عاشق همه زهر خندد از عشقت

گر عشق این است ازین بتر خندد

آنجا که تو تیر غمزه اندازی

آفاق بر آهنین سپر خندد

و آنجا که من از جگر کشم آهی

عشاق بر آتش سقر خندد

من در غم تو عقیق می‌گریم

دانم که عقیق تو شکر خندد

چون لعل تو بیند اشک خاقانی

از شرم چو گل به پوست درخندد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام