گنجور

شمارهٔ ۳۷ - در مرثیهٔ سپهبد کیالواشیر

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید
 

عهد عشق نیکوان بدرود باد

وصل و هجران هر دوان بدرود باد

بر بساط ناز و در میدان کام

صلح و جنگ نیکوان بدرود باد

سبزه‌ای کان بود دام آهوان

بر سر سرو جوان بدرود باد

چون گوزنان هوی از جان برکشم

کان شکار آهوان بدرود باد

نعل در آتش نهادندی مرا

آن نهاد جاودان بدرود باد

صف صف از مرغان نشاندن جفت جفت

همبر طاق ابروان بدرود باد

شاهدان بزم را گیسوی چنگ

بستن اندر گیسوان بدرود باد

گرد ترکستان عارض صف زده

آن سپاه هندوان بدرود باد

پادشاه تازه و تر و جوان

همچو شاخ ارغوان بدرود باد

تا توانی خون گری خاقانیا

کان جوانی و آن توان بدرود باد

ای جمال الدین چو اسپهبد نماند

حصن شنذان‌وار جوان بدرود باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام