گنجور

شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشاد

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید
 

تا رقم حسن تو زد آسمان

نامزد عشق تو آمد جهان

حلقه به گوش غم تو گشت عقل

غاشیه‌دار لب تو گشت جان

زلف تو شیطان ملایک فریب

روی تو سلطان ممالک ستان

عشق تو آورده قیامت پدید

فتنهٔ تو کرده سلامت نهان

تابش رخسار تو از راه چشم

کرد چراگاه دل از ارغوان

سلسله‌های فلک است آن دو زلف

تا نکنی قصد سرش، هان و هان

ز آنکه جهان یکسره گردد خراب

گر ببری سلسلهٔ آسمان

حلقه‌ای ار کم شود از زلف تو

خاتم جم خواه به تاوان آن

در لب تو هست ز کوثر اثر

در دل خاقانی از آتش نشان

قبلهٔ تو اختر جوزا رکاب

قدوهٔ او گوهر دریا بنان

حرز امم، حبر امام احمشاد

قاضی شه پرور و سلطان نشان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام