گنجور

شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید
 

با آنکه به موی مانم از غم

موئی ز جفا نمی‌کنی کم

دندان نکنی سپید تا لب

از تب نکنم کبود هر دم

گر گونهٔ غمگنان ندارم

زان نیست که هستم از تو خرم

دانی ز چه سرخ رویم؟ ایراک

بسیار دمیدم آتش غم

از جور تو آفتاب عمرم

بالای سر آمده است ارحم

خاقانی را به نیش مژگان

بس کز رگ جان گشاده‌ای دم

در خاطر او ز آتش و آب

عشق تو سپه کشد دمادم

زان آتش و آب رست سروی

کز فیض بهاء دین کشد نم

مصباح امم امام اکمل

مفتاح همم همام اکرم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام