گنجور

بخش ۱۱ - گفتار در ختم دفتر اول از کتاب سلسلةالذهب

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » خلاصه » سلسلةالذهب
 

چون شد این اعتقادنامه درست

باز گردم به کار و بار نخست

کار من عشق و بار من عشق است

حاصل روزگار من عشق است

سر رشته کشیده بود به عشق

دل و جان آرمیده بود به عشق

به سر رشتهٔ خود آیم باز

سخن عاشقی کنم آغاز

آن نه رشته، سلاسل ذهب است

نام رشته بر آن نه از ادب است

این مسلسل سخن که می‌خوانی

هم از آن سلسله‌ست، تا، دانی!

تا نجوشد ز سینه عشق سخن

نتوان داد شرح عشق کهن

می‌زند جوش، عشق‌ام از سینه

تا دهم شرح عشق دیرینه

گر مددگار من شود توفیق

که کنم درس عشق را تحقیق،

بهر آن دفتری ز نو سازم

داستانی دگر بپردازم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام