گنجور

بخش ۷۱ - تعزیت گفتن حکیم چهارم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری
 

ازین گفت و گو چون سیم لب بدوخت

چهارم چراغ نصیحت فروخت

نخست از دعا کرد آغاز پند

که ای با خرد پند بخرد پسند

چو ایزد به دل تخم صبرت نهاد

بر این کشت بارنده ابرت نهاد

هر آن مضطرب کش نه آرامش است

به آرامشش آخر انجامش است

درین تیز رو گنبد با سکون

قدمگاه هر جنبش آمد سکون

ز جان هر چه جنبد درین پهن دشت

به تسکین مرگش بود بازگشت

بدین دایره هر که پا در نهد

چو دورش به آخر رسد سر نهد

چو بر صید خنجر زنی در شکار

ز اول بود جنبش آخر قرار

سپاس فراوان خداوند را

که کرد این کرامت خردمند را

که بیند در آغاز انجام خویش

برون ننهد از حکم آن گام خویش

شکیبی که انجام هر ماتم است

مر او را در آغاز آن همدم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام