گنجور

بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سوم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری
 

حکیم دوم چون لب از نطق بست

سیم این شکر طوطی آسا شکست

که ای عرش بلقیس فرش درت

مه و مهر ازان خشت سیم و زرت

سکندر اگر عمر بر باد داد

به اقبال تو ملکش آباد باد

رسد بانگ ازین طارم زرنگار

که سخت است داغ جدایی ز یار

وز آن سخت تر ناسپاسی بود

که بیرون ز یزدان شناسی بود

به آن دامن یار ناید به کف

شود نیز مزد مصیبت تلف

چه زیرک بود هر که زین درد سخت

کشد بر در صبر و آرام رخت

نه تلخ از جزع گردد امروز و شور

نه از مزد ماند در آینده دور

بحمدالله ای آگه از خوب و زشت

که باشد تو را آگهی در سرشت

ز افراط و تفریط خاطر تهی

روی راست بر موجب آگهی

همی رو بر این سیرت مستقیم

همی زی ز آفات گیتی سلیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام