گنجور

بخش ۵۸ - ندبه حکیم دوم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری
 

بگفت آن دگر کز جهان فراخ

رسیدیم نادان بدین تنگ کاخ

دلی ساده از نقش اندیشه ها

کفی خالی از ورزش پیشه ها

نه در عقل ما خوش ز ناخوش جدا

نه در چشم ما آب از آتش جدا

چو یکچند بودیم اینجا مقیم

فتادیم در دام امید و بیم

نشستیم غافل ز مقصود خویش

تهی خاطر از فکر بهبود خویش

بیابان غفلت نکردیم طی

به مقصود اصلی نبردیم پی

درین پرده یک عقده نشکافتیم

به هیچ از همه روی برتافتیم

عجب آنکه با این همه تاب و پیچ

دل ما ازین ورطه نگرفت هیچ

به روزی کزین ورطه بیرون رویم

دل و دیده زین درد پر خون رویم

کی آن کس ره نیکبختی رود

کزین سخت منزل به سختی رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام