گنجور

بخش ۹۹ - مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مدارا

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای وجود همه پیش تو عدم

چرخ را پشت تواضع ز تو خم

با همه رفعت خود عرش برین

بر درت روی مذلت به زمین

هر که خود را به رهت خوار افکند

کنگر عزت خود ساخت بلند

همه را عزت و خواری از توست

مکنت کارگزاری از توست

ما به خونخواری خواریت خوشیم

از کسان منت عزت نکشیم

عزتی کان نه ز تو خواری ماست

خواریی کز تو سبکباری ماست

جامی از عزت و خواری رسته

کمر شکرگزاری بسته

کز تواضع چو سر افراختیش

سایه بر کبر نینداختیش

نیستش چون به سر از کبر کلاه

دارش از خاصیت کبر نگاه

به کف خشم عنان مسپارش

روی در حلم و مدارا دارش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام