گنجور

بخش ۹۶ - مناجات در انتقال از قناعت به تواضع

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای به زندان غمت شاد همه

بند تو بنده و آزاد همه

روی در قبله احسان توییم

بندی و بنده فرمان توییم

سر ما افسر طاعت ز تو یافت

دل ما عز قناعت ز تو یافت

حرص ما بر تو ز حد بیرون است

هر چه گوییم ازان افزون است

زان گرفتار صنایع نشویم

کز تو جز هم به تو قانع نشویم

جامی از حرص و قناعت رسته

در رهت محمل طاعت بسته

بارش از راه به منزل برسان

رختش از موج به ساحل برسان

شعله در خرمن پندارش زن

سکه بر صفحه دینارش زن

زآتش عشق شراریش بده

بر در قرب قراریش بده

پشت کبرش که ندیده ست شکست

به لگدکوب تواضع کن پست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام