گنجور

بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جود

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای ز بیمت دل عشاق دو نیم

خطر مخلص راه تو عظیم

وای مخلص اگرش آید پیش

خطر دیدن اخلاص ز خویش

دید اخلاص ز خود اشراک است

نعت اشراک نه از ادراک است

کار مخلص همه نقص است و خلل

کسر او تا نه به فتح است بدل

کسر مخلص ز وی و فتح ز توست

کسر او هست به فتح تو درست

بی تو جامی تنی آمد بی روح

بر تن ای روح فشان گنج فتوح

هر عمارت که زدی ویران کن

همچو گنجش به خود آبادان کن

کیست او تا دم اخلاص زند

تا قدم در حرم خاص زند

دار در سایه انعام خودش

بهره مند از کرم عام خودش

مکن از حرص و هوا پا بستش

گوهر جود نه اندر دستش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام