گنجور

بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاص

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای ز نورت علم صبح سفید

صادقان را به تو خوش صبح امید

ما چو صبح از تو به صدقیم علم

جز به مهرت ز ازل نازده دم

تا به کی جامه جان چاک زنیم

علم صدق بر افلاک زنیم

انجم اشک چو گردون ریزیم

چون شفق اشک به خون آمیزیم

تاب مهری به دل ما افکن

تا شود زان نفس ما روشن

برسانیم به روشن نفسی

ناکسان را به مقامات کسی

هست در کشمکش نفس نژند

جامی از ناکسی خود گله مند

مده از گرم روان واپسیش

برهان از کسی و ناکسیش

گر چه راهی به خطا پیموده

از عمل های ریاآلوده

به خلاصی ز ریا خاصش کن

حلقه کوب در اخلاصش کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام