گنجور

بخش ۲۹ - مناجات

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای رهائی ده هر بیهوشی!

مهر بر لب نه هر خاموشی!

به هوای تو سخن کوشی ما

به تمنای تو خاموشی ما

گر تو در حرف نهی لطف شگرف

لجه‌ای ژرف شود چشمه‌ی حرف

بعد توست اصل همه تنگی‌ها

قرب تو مایه‌ی یکرنگی‌ها

دل جامی که بود تنگ از تو

عندلیبی‌ست خوش آهنگ از تو

بال پروازش ازین تنگی ده!

نکهت‌اش از گل یکرنگی ده!

دوز از تار فنا دلق، او را!

برهان از خود و از خلق، او را!

عیبش از بی‌هنران سازنهان!

وز گمان هنرش باز رهان!

تا ز عیب و هنر خود آزاد

زید اندر کنف فضل تو شاد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.