گنجور

بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم بره

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای سخن را چو گهر سنجیده

خلعت نظم در او پوشیده

کرده تمییز صحیحش ز سقیم

به ترازو زنی طبع سلیم

می کند وزن سخن نظم پرست

نه ترازوش پدیدار نه دست

طبع را دست و ترازو تو دهی

بر سخن قوت بازو تو دهی

اثر صنع بدیدن سهل است

زان به صانع نرسیدن جهل است

جامی غرق خجالت مانده

بر جبین آب خجالت رانده

نز گلش سبزه احسان خیزد

نز دلش نکته عرفان خیزد

گر چه روزی خور هر روزه توست

دست امید به دریوزه توست

فیضی از ابر یقین بر وی ریز

تا درین مدرسه وسوسه خیز

هر چه دریوزه ز جود تو کند

صرف برهان وجود تو کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام