گنجور

بخش ۱۲۹ - مناجات در انتقال به خاتمه

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای به لطف انجمن جان آرای

تیغ مهرت چمن دل پیرای

دست جودت ز ازل نخل نشان

تا ابد بر سر ما نخل فشان

گر چه از خار ستم بینانیم

زیر نخل تو رطب چینانیم

در رطب ریزیت از نحل کرم

گر کشد خار ستم تیغ چه غم

کلک جامیت ز نخلت شاخی

ریخته تازه رطب گستاخی

نسزد زین رطب شهد آمیز

کار محرور حسد جز پرهیز

آن زمان کش رود این کلک ز دست

یابد این شاخ رطب ریز شکست

چشم دارد که به جای رطبش

شهد ریزی ز شهادت به لبش

وان نفس کش ببرد عرق حیات

تیغ ان اجل الله لآت

کنی از همت رحمت املش

ختم بر خیر کتاب اجلش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام