گنجور

بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایا

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای به راه طلبت سعی کسی

خالی از ترک هوس ها هوسی

آه ازین هیچ کسی ها که ز ماست

بهر این بوالهوسی ها که ز ماست

جان درین هیچ کسی چند کنیم

در هر بوالهوسی چند زنیم

نیست در هیچ هوس بوی بهی

دل ما را ز هوس ساز تهی

بلکه آن را به هوا ساز بدل

به هوایی که بود عشق ازل

نه هوایی که بود میل به مال

یا به نیل شرف جاه و جلال

عمر جامی که متاعیست شگرف

در هواها و هوس ها شده صرف

گر ازان عاریه چیزی مانده ست

یا ازان گنج پشیزی مانده ست

قوتش ده که هوای تو کند

صرف آن بهر رضای تو کند

از رضایت چو بباید نظری

برساند به کسان زان اثری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام