گنجور

بخش ۱۰۸ - مناجات در تقریب سماع

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای دل و دیده صاحبنظران

از خیالت به جمال دگران

روی در روی تو باشد همه را

چشم دل سوی تو باشد همه را

همه جا پرتو رویت نگرند

پا ز سر کرده به سویت گذرند

به هوای تو نشینند به هم

به تمنای تو بینند به هم

هر نوایی که به جایی شنوند

که ازان بوی وفایی شنوند

پای تا سر همگی گوش شوند

با غمت دست در آغوش شوند

آستین بر سر جان افشانند

دامن از میل جهان افشانند

بنده جامی نه ازان انجمن است

لیک در دامنشان دستزن است

مگسل دست وی از دامنشان

خوشه چینی دهش از خرمنشان

از نم زرق و ریا پاکش کن

در ره صدق و صفا خاکش کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام