گنجور

سبحة‌الابرار

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

بخش ۱ - مناجات

بخش ۲ - سبب نظم جوهر آبدار سبحةالابرار

بخش ۳ - در شرح سخن

بخش ۴ - حکایت شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی، رحمةالله، که چون این بیت بگفت که: «برگ درختان سبز، در نظر هوشیار» «هر ورقی دفتری‌ست معرفت کردگار» یکی از اکابر در خواب دید که جمعی از ملائکه طبق‌های نور از بهر نثار وی می‌بردند:

بخش ۵ - در استدلال بر وجود آفریدگار

بخش ۶ - حکایت آن ماهیان که تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختند

بخش ۷ - مناجات در طلب وصول به شهود

بخش ۸ - حکایت مناظرهٔ کلیم با ابلیس سیه گلیم

بخش ۹ - در بیان ارادت

بخش ۱۰ - حکایت آن مرید گرم رو و پیر

بخش ۱۱ - مناجات

بخش ۱۲ - در مقام توبه

بخش ۱۳ - حکایت آن وزیر که دل پندپذیر داشت

بخش ۱۴ - حکایت شیرزن موصلی

بخش ۱۵ - حکایت صبر عیار

بخش ۱۶ - در رجاء که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستن

بخش ۱۷ - حکایت ابراهیم و پیر آتش پرست

بخش ۱۸ - حکایت خوابیدن ابوتراب نسفی در میدان جنگ

بخش ۱۹ - در عشق

بخش ۲۰ - سال و جواب ذوالنون با عاشق مفتون

بخش ۲۱ - حکایت پیر خارکش

بخش ۲۲ - فتوت

بخش ۲۳ - در صدق چنانکه ظاهر و باطن یک‌سان بود

بخش ۲۴ - حکایت وارد شدن میهمان بر اعرابی

بخش ۲۵ - مناجات

بخش ۲۶ - در سماع

بخش ۲۷ - در نصیحت به نفس خود و یاد از شاعران گذشته

بخش ۲۸ - حکایت حکیم سنائی رحمةالله علیه که وقت وفات این بیت می‌خواند: «بازگشتم از سخن زیرا که نیست» «در سخن معنی و در معنی سخن»

بخش ۲۹ - مناجات

بخش ۳۰ - خطاب به خوانندگان و عیبجویان

بخش ۳۱ - ختم کتاب و خاتمهٔ خطاب