گنجور

بخش ۷ - مناجات چهارم در التجا و اعتصام به ذوالجلال والاکرام و طلب توفیق در تحقیق این مقصد و مرام

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » تحفة‌الاحرار
 

ای ز کرم چاره گر کارها

مرهم راحت نه آزارها

روشنی دیده بینندگان

پردگی پرده نشینندگان

عقده گشاینده هر مشکلی

قبله نماینده هر مقبلی

توشه نه گوشه نشینان پاک

خوشه ده دانه فشانان خاک

بازوی تأیید هنرپیشگان

قبله توحید یک اندیشگان

شانه زن زلف عروس بهار

مرسله بند گلوی شاخسار

از نم لطفی که هوا ریخته

عقد در از گوش گل آویخته

در دل محرم ز جمالت چراغ

سیه محروم ز تو داغ داغ

طاعت تو نغزترین پیشه ای

فکرت تو مغز هر اندیشه ای

پای طلب راه گذار از تو یافت

دست توان قوت کار از تو یافت

بلکه تویی کارگر راستین

دست همه دست تو را آستین

تا نکنی تو نتوانیم ما

گر ندهی تو چه ستانیم ما

نیست درین کارگاه گیر و دار

جز تو کسی کاید ازو هیچ کار

روی عبادت به تو آریم و بس

چشم عنایت ز تو داریم و بس

در کف ما مشعل توفیق نه

ره به نهانخانه تحقیق ده

اهل دل از نظم چو محفل نهند

باده راز از قدح دل دهند

رشحی ازان باده به جامی رسان

رونق نظمش به نظامی رسان

پست چو خاکست بریز از نوش

جرعه ای از بزمگه خسروش

قافیه آنجا که نظامی نواست

بر گذر قافیه جامی سزاست

بر سر خسرو که بلند افسر است

از کف درویش گلی در خور است

این نفس از همت دون من است

وین هوس از طبع زبون من است

ورنه از آنجا که کرم های توست

کی بودم رشته امید سست

صد چو نظامی و چو خسرو هزار

شایدم از جام سخن جرعه خوار

بر همه در شعر بلندیم بخش

مرتبه شرع پسندیم بخش

پایه نظمم ز همه بگذران

خاصه به نعت سر پیغمبران

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام