گنجور

بخش ۱۲ - در اشارت به هشیاری روز و بیداری شب

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » تحفة‌الاحرار
 

هست یکی نیمه‌ی عمر تو روز

نیمه‌ی دیگر شب انجم فروز

روز و شب عمر تو با صد شتاب

می‌گذرد، آن به خود و این به خواب

روز پی خور سگ دیوانه‌ای

خفته به شب مرده‌ی کاشانه‌ای

روز چنان می‌گذرد شب چنین

کی شوی آماده‌ی روز پسین؟

شب چو رسد، شمع شب‌افروز باش

همنفس گریه‌ی جانسوز باش

روز و شبت گر همه یکسان شود

بر تو شب و روز تو تاوان شود



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.